تبليغاتX
پشت پرچین خیال
پشت پرچین خیال
شعر و ترانه
Home Email Archive Designer

میان های هــوی شهر" هـــوائی تازه میخواهم
برای  خواب شب بوها  سـرودی تازه میخوانم

 

به رسم عشق یا عـادت" بـــهاران  باز می آید
چرا قـــلبم چو پروانه   به  لاله سَر نمی ساید؟

 

چرا مادر بزرگم رفت چرا  ان بوته یاسـش مُرد
که  طعم کودکی ها مان
" صفا را سادگی را بُرد

 

تشنج کرده احــــساسم"نگاهم خیس و بارانی ست
بگو ای خـــفته در رویا که این کابوسها فانی ست

 

پرستو  هم دلش خوش  نیست"که  مُرده شوق پروازش
ببین ان کـــولی شبگرد
"شکسته بغـــــض  در سازش

 

ببین انگشــــت سردشب چه نقـــشی بر دل من زد
که یک شاخه گـــل  اندوه کشــــــیده در نگاهم قَد

 

لينك مطلب نوشته شده در چهارشنبه 1387/01/21 ساعت 23:56 توسط نغمه شاکری |


Home | Archive | Email