خسته ام از این هیاهو"تو بیا منو رها کن
با عبور چون بهارت به دلم پنجره وا کن
بیا فانوس شبم باش وقت تردید ســــتاره
تا نگاهت مث بارون تو چــــشای من بباره
من یه شبگرد و اسـیرم "پشت دیوار توهم
میون زوزه پایــیز شده گـریه های من گُم
توی نبض این ترانه میشنوی صدای من رو ؟
این صدای پر بغضم" این صدای شب شکن رو !
پُرم از خیــال بارون مث یه دشت شقایق
کاش تویِِِِ لحظه پــیوند نمیزد نبض دقایق
انگاری یه حــس تازه توی قلب من تَپیده
توی چـــشم بی فــروغم یکی آفتابو دمــیده
مثل پروانه چه آروم توی خوابم پا میذاری
عــــطر گلهای بهــارو تو اتاقم جـــا میذاری
زمستان ۸۶
